الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
179
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
به نظر مىرسد كه همه اينها نتيجه حضور قلب است . جا دارد كه در ذيل بحث خشوع به حضور قلب كه مايه خشوع است اشارهاى كنيم : آيا تا به حال فكر كردهايد چه كنيم تا حضور قلب پيدا كنيم ؟ چرا وقتى مىگويد الله اكبر و نماز را شروع مىكند افكار به او هجوم مىآورد بازار ، منزل ، زن ، بچه ، اداره ، همه و همه به سوى او مىآيند ، گويا فقط او را در نماز مىيابند ، و وقتى السلام عليكم را گفت و نماز را تمام كرد از انبوه افكار نجات پيدا مىكند . طنزى گفته شده كه بايد گفت نشانگر واقعيتهائى است ، گويند كسى بود ، كه در ركعت اول مقدار فروش را مىرسيد ، و در ركعت دوم هزينهها را حساب مىكرد ، و در ركعت سوم جمع و تفريق ، و در ركعت چهارم سود كامل و تمام و كمال را محاسبه مىنمود ، و مىگفت السلام عليكم و رحمة الله و بركاته ، بعد مىگفت خانم يك چائى با چرتكه من بياور حساب مىكرد ، بعد مىگفت الله اكبر ، سبحان الله ، خانم مىگفت چه شده مىگفت حساب حالا با حساب در نماز يكى درآمد چقدر دقيق ! اى بيچاره نمازى كه كار ماشين حساب كند چه فائده دارد ، كجا انسانساز است ؟ ! استاد مىفرمايند : كلمات علماى اخلاق را جمع كردم ، و تجربههائى نيز دارم ، مىتوان هفت اصل در مورد حضور قلب و چگونگى تحصيل آن گفت : 1 - بايد نماز و عشق به الله از همه چيز براى ما مجذوبتر باشد ، زيرا حضور قلب انسان تابع دلبستگيهاى قلب است ، به هر چه علاقه و تمايل داشت قلب و روح به آن مجذوب مىشود ، اگر مال و ثروت و جاه و مقام و زن و شهوت و فرزند و عيال محبوب انسان شد قلب او نيز به طرف آنها منعطف مىشود پس سعى كنيم كه با توجه به نماز و ارزش آن و ثوابهاى مترتب بر آن و اين كه اگر نماز قبول شود ، بقيه عبادات قبول مىشود ، جذب او شده و او مجذوب ما گردد .